تبليغاتX
مدوسا
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
Darknees finds you on your own

همیشه روزهای آخر سال برام یه جور قشنگی بود. ولی دیگه نسبت به اینم بیتفاوت شدم.نمیدونم...اتفاق جدیدی نیافتاده که فکر کنی از اون ناراحتم. وضعیت جسمی هم تقریبا فرقی نکرده(فرق یعنی بدتر نشده وگرنه بهتر شدنی که در کار نیست).اوووف فقط خستگی.یه قسمتیش به خاطر بیخوابیه.انرژی رو از خوابیدن نمیتونم بگیرم خب...سعی میکنم از غذا بگیرم.چرا میخندی...باور کن. مثل خرس میخورم و مثل خرس دارم چاقتر میشم. کاش میتونستم یک کم مثل خرس بخوابم.

چند روز پیش بدون برنامه بیمارستان رو دودر کردم و رفتم کوه.خوب معلومه که بالا نتونستم برم.نمیدونم این چه جای فرار کردنه.چرا همیشه ذهنم که آشفته میشه دلم میخواد برم کوه. هی منتظر نشستم یه الهامی ملهامی چیزی بهم بشه یه کتاب از آسمون بیافته تو بغلم و بیام پایین و کلی آدم رو بدبخت کنم یا نه حداقل یه ریزه جراتم زیاد بشه واسه از یه صخره پریدن.خب...هیچکدوم نشد و منم با صورت سیاه و گردن خشک و سردرد وحشتناک اومدم پایین و عین زنایی که هوو اومده سرشون تو ماشین "میم" جیغ کشیدم و گریه کردم. چه میدونم. اوه نه...چی گفتم بدتر نشده...چشم راستم هم بازی شروع کرد.دیگه شبا هم که میرم بیرون مجبوره عینک آفتابی بزنم :))) خنده ات نمیگیره؟؟؟ :((( 

ببین...تو  احمقی داری اراجیف منو میخونی؟؟؟برو دیگه...چه بدونم کجا...هنوز نمیترسی تو عید لخت بمونی؟ نذر نداری بری تجریش گردی؟ چه بدونم برو ماهی گلی بخر...یا موشک سوتی...یا سمنو عمّه لیلا. نخون اینجا رو. اینا رو مینویسم که یکم بغضم بره. نمیخوام روحیه تو رو هم با خودم بکشم پایین این دم عیدی. اَه برو دیگه...چی نشستی؟ میخوای اشکم رو هم ببینی؟؟؟؟

 

راستی پست قبل کتابه نمایش نامه "باغ وحش شیشه ای" بود.تنسی ویلیامز

نوشته شده توسط مدوسا در 5 PM | لینک به این مطلب
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
Diamonds never made a lady

با آذین و سارا توی کلاس درس بخش نشستم و منتظریم نوبتون بشه تا بریم توی اتاق عمل و کار استاد رو ببینیم. هرکدوم سرمون به کار خودمو گرمه.ندا از در میاد و یه صندلی میکشه جلوی کلاس و روش میشینه. حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم. دلم میخواد داستانم رو بخونم. خودم رو به ندیدن میزنم.

لورا آهی از نهاد بیرون میکشد. گویی ناگهان بر زمین افتاده و پایش به طرز دردناکی شکسته است. تام با دیدن...

ندا: وااای مدوسا من سرما خوردم گلوم هم خیلی درد میکنه

مدوسا : احتمالا واسه دیروز عصره. یهو خیلی سرد شد هوا .منم که بیرون بودم...

ندا : (دستش رو تو هوا تکون میده که یعنی واسم مهم نیست تو چت شده) من میدونم واسه چی سرما خوردم. دیروز تولد خواهرم بود...رفتم کریم خان واسش انگشتر بگیرم. خودش تنبل با من نیومد...انگشترشو اینجوری به من داد (بدون برگردوندن سرش، دستشو عقب میگیره،جوری که انگار بخواد یه تکه کاغد بی اهمیت به کسی بده) بعد گفت بیا اینم اندازه اش ...خودت برو بگیر

مدوسا : آها (سرم رو پایین میارم تا بقیه داستان رو بخونم) 

لورا به طرف مجسمه شکسته میرود و (دوباره منو خطاب قرار میده)

ندا :بعد تو پاساژ طبقه دومش سرد بود ها...

-(طرف ایراد گیر ذهنم کار خودشو میکنه) تو پاساژها که طبقه اول سردتره

-(جوری بی اهمیت جواب میده که حس میکنم من فقط یه موجود بی اهمیتم واسه ی پیش رفتن این نمایش) طبقه اولش از این فَن ها داشت،گرم بود.(فکر میکنم : چرا داره اینهمه اصرار میکنه که طبقه دوم رفته؟ طبقه دوم اون پاساژه جای بخصوصی داره که این داره خودشو خفه میکنه؟)

-آره مامانم اصلا موقع خرید طلا نباید منو با خودش ببره...اوندفعه هم که رفته بود امگا ش رو بخره من یکی دیدم...وای ...داشتم دیونه میشدم...گفتم همین الان باید برام بخیرینش

آذ‌‌‌‌‌ین با یه حرکت عصبی رو صندلیش جابجا میشه. فکر میکنم ندا این لهجه رو از کجا آورده؟ از اون یک سفر دوبی که رفته؟ شایدم داره خودشو واسه سفر فرانسه که میخوان تو عید برن آماده میکنه؟

لورا دو تکه مجسمه شکسته را از روی زمین برمیدارد و آنها را بهم نزدیک میکند

-حالا گوش کن...اونجام من یه انگشتر طلا دیدم گفتم عاشقش شدم

سارا پوفی میکنه و از کلاس بیرون میره. فکر میکنم :از ترم یک که ندا با اون لباسای داغون میومد دانشگاه خیلی گذشته؟ الان خیلی خوشگل تر شده...چند وقته کسی رو ندیدم که با طلاهاش پز بده؟کاملا میتونم تصورش کنم که یه چادر گل گلی سرش انداخته و به در خونه همسایه اش تکیه داده و داره با گردنبند سایز قلاده تو گردنش بازی میکنه و دل زن همسایه رو میسوزونه. از تصورات خودم خنده م میگیره

مدوسا :خب بگو برای تولدت بخرنش... چرا نه؟

-وااای تولد من اردیبهشته...من تا اون موقع دیوووووونه میشم که

اشتباه میکنم یا آذین واقعا کنارم پوزخند زد؟ سرمو میارم پایین که دوباره شروع میکنه :

- آره دیگه...حتتتتتتتتتتما باید امروز فردا برم....

مدوسا- (نیمه خنده نیمه عصبانی) ای داد...ندا جان میذاری ببینم آخرش لورا با باغ وحش شیشه ای ش چه کرد یا نه؟

- هه!جوری میگه لورا انگار که!هه! حالا انگار لورا خیلی مهمه

- نه شنیدن شرح فتح طلا فروشی ها به دست تو و مامانت خیلی مهمه!

چند ثانیه طول میکشه تا بفهمم این صدا از دهن من دراومده. بر میگردم طرف آذین و چشمهای متعجبشو میبینم و دهنش رو که داره به خنده باز میشه. رو میکنم به ندا و صورت متعجبشو میبینم و دهنی که داره به عصبانیت و نفرت بسته میشه.

فکر میکنم : باز یه دشمن دیگه واسه خودم تراشیدم! ...داره خیره نگاهم میکنه...میدونم یه جنگ نیست ولی دلم نمیخواد من کسی باشم که سرمو می اندازم پایین. امیر در کلاس رو باز میکنه و سرشو میارم تو : یه عمل ملانوم باحال هستشا...نمیاین ببینین؟

ندا داد میزنه : من میام. تندی دسته صندلی رو باز میکنه و میدوئه طرف در.

تام با دین این وضع افسرده حال لورا باز میگردد و

صدای بسته شدن درمیاد و بعدش انفجار خنده آذین

آذین : ایوووووول مدوسا....نجاتمون دادی...ناراحت شد که شد....به قول خودت چرا داری توجیه میکنی ...خیلی هم خوب کاری کردی دماغشو سوزوندی

نوشته شده توسط مدوسا در 8 PM | | لینک به این مطلب
یکشنبه پنجم اسفند 1386
خواهی به شعر نابت مهمان کنم؟

یه بازی اینترنتی دیگه و این دفعه دعوت از طرف ویولت جان بوده. این بازیها همیشه منو میترسونده و فراری میداده ولی اینبار...موسیقی...از این یکی نمیشه گذشت.هر چند من ترجیح میدادم بجای ترانه لیست آهنگهای فیور رو مینوشتم.ولی فکر کنم همین بهتره ...چون احتمالا حوصله تموم کردن لیست بی پایان منو نداشتی.

اولش بگم که تقلب کردم ها ! من ۷تا ایرانی و ۷تا خارجکی(!)مینویسم...اوکی؟

ایرانی ها :

۱ .نوایی نوایی(دستگاه شور) . آهنگ محلی تربت جام   .   شعر طبیب اصفهانی

          غمت در نهان خانه ی دل نشیند                بنازی که لیلی به محمل نشیند

         مرنجان دلم را که این مرغ وحشی               زبامی که برخاست و مشکل نشیند

 

۲.یه شعر از فخرالدین عراقی .خواننده : امیر آرام. 

 
 به قمارخانه رفتم همه پاک باز دیدم       چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

       به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند     که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی

       در دیر میزدم من که ندا زدر درآمد              که درآ،درآ عراقی که تو هم از آن مایی

۳ . بگو کجایی   شعر :عبداله الفت  خواننده:کوروس سرهنگ زاده   آهنگ:مجید وفادار

                     یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
                     دگر چه پرسی ز حال من؟
                    تا هستم من اسیر کوی توام، به آرزوی توام
                    اگر تو را جویم حدیث دل گویم
                    بگو... کجایی؟
 

 ۴. یار دبستانی من      منصور تهرانی سازنده آهنگ و سراینده شعر     خواننده : فروغی

                    دشت بی فرهنگی ما

                    هرزه تموم علفاش

                    خوب اگه خوب، بد اگه بد

                    مرده دلای آدماش

 

۵.  بیداد زمان    شعر از : بیژن ترقی  آهنگساز :یاحقی   خواننده : ایرج بسطامی

به رهی دیدم برگ خزان ...... پژمرده ز بیداد زمان
                                  کز شاخه جدا بود

چو زگلشن رو کرده نهان ...... در رهگذرش باد خزان
                                         چون پیک بلا بود

 

۶ .گل گلدون من   شعر :فرهاد شیبانی .خواننده :سیمین غانم 

                                            تو که دست تکون میدی
                                            به ستاره جون میدی
                                            میشکفه گل از گل باغ
                                           وقتی چشمات هم میاد
                                           دو ستاره کم میاد
                                           میسوزه شقایق از داغ


 

۷. و صد البته نامجو  که من یادم نمیاد قبل از شناختن آهنگهای این چی گوش میکردم!!

بخصوص ترنج : شعر از خواجوی کرمانی و حافظ         و زلف : شعر از حافظ            و گیس: شعر از؟؟

 

و اجنبی ها! :

۱.   wind of change      ,      scorpions       

Take me to the magic of the moment
On a glory night
Where the children of tomorrow dream away
in the wind of change

 2. Power Of love  ,  Celin Dion

 ,cause I am your lady

 And you are my man

Whenever you reach for me
Ill do all that I can


 
3 . Hotel California  ,       Eagels

On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim

 

4. Modern talking      ,     You're my heart, you're my soul

You're my heart, you're my soul
I keep it shining everywhere I go
You're my heart, you're my soul
I'll be holding you forever, stay with you together

 

5. The road to freedom   ,     chris de burg

All my life I have loved this land, worked it with my hands,
But can this freedom send the rain when seed is in the ground,
Can this freedom heal the pain and bring my boy back to me again?
Oh oh oh....

 

6. Phantom of the opera

 In sleep he sang to me - In dreams he came

That voice which calls to me - And speaks my name

And do I dream again - For now I find

The Phantom of the opera is there - Inside my mind

 

7. Shakira  ,    Objection

 I'm tired of this triangle
Got dizzy dancing tango!
I'm falling apart in your hands again
No way I've got to get away

 

خوب منم  تورج -میترا - علی تجدد -سلین - رکسانا و پرنس رو دعوت میکنم.

 

نوشته شده توسط مدوسا در 3 PM | | لینک به این مطلب