تبليغاتX
مدوسا
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
...

خیلی وقته نبودم. اوووف که این چند وقت چقدر اتفاق افتاده. یه دوره ش بدترین ناتوانی رو که تا حالا داشته م سراغم اومد(هنوز هم تو کابوس برگشتشم). یکی از بهترین سفرهای زندگیم رو،با "میم"، تجربه کردم(هرچند خیلی کوتاه بود).  بدترین تحقیری رو که تو این مدت بخاطر  "مشکلم" شنیدم تو همین دوره بود...دیگه...یه سفر عالی و پرماجرا با سحر و دوستام داشتم.یه فیزیوتراپی خیلی بد داشتم که عوارضش هنوزم همراهمه و باعث شده همون چند تا پله رو هم که میتونستم به زحمت بالا برم حالا با درد و مصیبت برم... دیگه...دانشگاه خوبه...بیمارستان رو از عهده اش برمیام. گرما حالم رو بدتر میکنه ولی خب...تا حالاش که ساخته م باهاش. در کل خیلی دل و مماغ نداشتم که بیام اینجا و حتی وبلاگهای دیگه رو با حوصله بخونم.همین دیگه.مرسی که ایمیل دادی یا تو مسنجر و کامنت دونی پرسیدی...فکر کنم یکم طول میکشه ادبیات رو پیدا کنم دوباره.خیلی سختم بود باز برگردم اینجا. به هر حال...امیدوارم برای تو این دوره بهتر از من بوده باشه.  

بوس

مدوسا

نوشته شده توسط مدوسا در 7 PM | | لینک به این مطلب