تبليغاتX
مدوسا
جمعه شانزدهم مرداد 1388
this is my body! deal with it
از گوشه چشم میبینمش که دست میکشه روی شکمش و با رضایت خودشو توی آینه نگاه میکنه. به روی خودم نمیارم و سعی میکنم نگاهم رو از مونیتور برندارم.

-اووووم. مدوسا خیلی احساس خوبیه

با تاخیر سرم رو برمیگردونم طرفش: ببخشید، چی گفتی؟

- این ۷کیلو رو که کم کردم میگم...خیلی اعتماد به نفسم رفته بالا

نیم نگاهی به مونیتور میکنم : آها! آره خیلی خوب شدی

با اشتیاق برمیگرده طرفم : تو هم میتونی، کافیه فقط فکر کنی اینا اضافه اس! قسمتی از مدوسا نیست

-پوووف با وجود جعبه شیرینی خامه ای تو یخچال کار سختیه.

- یه لباس بخر که برات تنگ باشه، برات میشه انگیزه

نگاهم به صفحه ایه که جلوی رومه : وبلاگی با این آدرس پیدا نشد

-ایشتار جان، دی ماه پارسال با هم یه شلوار ورساچه خریدیم که دو سایز برام کوچیک بود

-خب؟

- خب هیچی دیگه، ۶۰تومن ریختم دور. اونموقع از رون بالاتر نمیومد، الان میاد بالا ولی دکمه اش بسته نمیشه

-این که خیلی خوبه

- چی خوبه؟ اینکه توی (تو ذهنم ماهها رو میشمارم)  ۷ماه ۱ سایز کم کردم خوبه؟

کاسه بستنی رو از روی میز کامپیوتر بر میداره: هی میگی گُر میگیرم میری بستنی میخوری،آب یخ بخور. اینقدر شیرینی نخور، تو که غذا رو میتونی نخوری، اینم نخور، اینقدر فانتزی درباره شیرینی نداشته باش.

شکلک درمیارم طرفش: نچ...نمیشه، هنوز ۲تا از شکلاتها مونده، تا منقرضشون نکنم آروم نمیگیرم

-(با حرص) اووووف مدوسسسا

دوباره کلیک میکنم روی آدرس لنگ دراز :  هااااااااااااااااااااااااااا؟ کُشتی منو!

صندلی منو میچرخونه طرف خودش: حیف نیست صورت به این خوشگلی روی بدن تپل باشه؟

-نه نیست! ای بابا ! من از خوردن لذت میبرم چیکارم داری تو؟

- آره حتما! تو اتاق پرو هم که غرغر میکنی داری لذت میبری دیگه؟ ببین سارا چه خوب لاغر کرد. ۲تای تو بود الان چه سکسی شده

صدامو بچگونه میکنم: آخه اون داله علووس میشه

صندلی رو برمیگردونم رو به مونیتور : وبلاگی با این آدرس پیدا نشد

- شکلاتا رو بریز دور

- یعنی چی؟ یعنی این دختره حذف کرده وبلاگش یا این بلاگفای....چی گفتی M&M  های نازنینم رو بریزم دوووور؟؟

برمیگرده طرف آینه : انگیزه! تو انگیزه لازم داری. باید با یه پسر خوشتیپو و ورزشکار دوستت کنم که هی بهت سیخونک بزنه لاغر شو لاغر شو

صفحه کامنتهامو باز میکنم وبا تاسف ساختگی سرم رو تکون میدم:  ای خواهر! اون که با من دوست نمیشه

حرفم رو نشنیده میگیره : مجبورت کنه هر روز بری باشگاه انقلاب بدویی! هر چی خواستی بخوری بگه نخور. بعد... ظرف ۲ ماه چی میشه؟

- دوستیمو باهاش بهم میزنم؟

- (عصبانی) نخیر! (لحنش رو تغییر میده و مهربونانه میگه) میشی مدوسای واقعی

میخندم . یه شوخی درباره پیله پروانه به ذهنم میرسه ولی نگاه جدی و دستهاش که به کمرش زده از گفتن منصرفم میکنه. مونیتور رو خاموش میکنم، مشتم رو گره میکنم، لبام رو به هم فشار میدم و مصمم میگم : باشه! از فردا شروع میکنم!

-از امشب

-نه از فردا دیگه

- نخیر از امشب

---------------------------------------------------------------------------------------

به هرحال اینکه از امشب شروع شد! این هفته احتمالا باید یه پالس کورتون هم بگیرم ولی خب، این دفعه حداقل با این رژیم وزنم ثابت میمونه تو این دوران! آرزوی موفقیت یادت

نوشته شده توسط مدوسا در 10 PM | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
Apocalyps now
این گرمای لعنتی نمیخواد کوتاه بیاد؟ حالم خوب نیس

نوشته شده توسط مدوسا در 11 PM | | لینک به این مطلب