از توی اتاقک اپیلاسیون فقط صداش رو میتونم بشنوم : نه خانم...شما برین تاریخ رو مطالعه کنین، میفهمین که نباید رای داد
رو میکنم به "آوا" و بی صدا میپرسم : این کیه؟
موم داغ رو میکشه رو دست من و لب میزنه : شهلا
صدای جوانتری از پشت پاراوان میاد : شهلا خانم، شما که از همه ما بزرگتری دیگه چرا این حرف رو میزنی؟ این ۳۰ سال با رای ندادن چی درس شده؟
-من فقط میگم رای دادن فایده ای نداره...همین. حوصله(صدا بتدریج دورتر میشه) حرفای هیچکدومتونم ندارم. این سشوار منو ندیدن؟
آوا : فرق نداره که (کاغذ موم رو روی پوستم سفت میکنه) چه رای بدی چه ندی به هرحال احمدی رای میاره (کاغذ رو با یه حرکت میکشه بالا)
مدوسا : اوووووووووووووووووووووی سوختم...چه حرفیه آوا جان، آدمی که داره غرق میشه هم بالاخره یه دست و پایی میزنه
-----------------------------------------------------------------------------------------
"مینا" از در پاویون میاد تو و مقنعه اش رو بالا میزنه : خفه شدم امروز، درمانگاه شلوووغه ها(روبان سبز و دستش رو میگیره طرف من) اینو سفتش کن
همینطور که گره رو سفت میکنم سرک میکشم پشت سر مینا : چطوری شیرین؟ بیا پیش ما
"شیرین" از پشت میپره روی میز : چقد طرفدار احمدی نژاد داریم تو پاویون (کیسه میوه هاش رو میگیره طرف من)
یه زردآلو برمیدارم : کیو میگی؟" سپیده" که اکی شد
هسته گوجه سبز رو از دهنش درمیاره : نه، این دختره(با دستش دور صورتش یه لوزی میکشه) محجبه که تازه عروسی کرده
مینا میخنده و دست میذاره رو شونه من : با مدوسا کلی سعی کردیم مخشو بزنیم،این نشد. آخرشم مدوسا بهش گفت تو شرفتو به یه میلیون تومن وام فروختی (دوباره میخنده) .
"شادی،ساحل و سمن" چای بدست وارد میشن.
مدوسا : به به...یاران "تغییرات"...راستی، نیناش ناشم بلده؟
ساحل با لحن لاتی میگه : آره آقاجون...بلده
شروع میکنم به بازپخش "سخنان نو آموخته" به امید بدست آوردن ۳رای بیشتر. حرفهام که تموم میشه "عسل" با موهای بهم ریخته و چشمهای خواب آلود از اتاق بغلی میاد تو،میره طرف یخچال: چقد سروصدا میکنین؟ من تا صبح بیدار بودم( در یخچال رو باز میکنه و خم میشه) اولین باره تو دانشکده پزشکی بحث سیاسی راه افتاده (بطری آب رو برمیداره)
"پریسا" مثل همیشه با یه لبخند بزرگ وارد میشه و خودش رو ولو میکنه رو اولین صندلی خالی : اینجا چرا مثل زندان زنان شده؟ (رو میکنه به شیرین) هرکاری کردم نشد، پزشک اورژانس نمیخواد رای بده. (دستش رو میذاره رو شکمش و خودش رو تا میکنه) اون بیسکویت رو بده
------------------------------------------------------------------------------------------
(دستش رو میذاره رو بوق و یرش رو از شیشه میاره بیرون) : ددددد برو دیگه.(سرش رو میاره داخل) دیگه ازادی بیشتر از این میخواین؟ گشت ارشاد رو بردارن هرجور میخواین لباس بپوشین
پسری که کنار من نشسته پوزخند میزنه : مساله اینا نیس، آبرومونو تو دنیا برده
- پس چیه؟ بده کاری کرده همه تو دنیا از ما میترسن
خم میشم جلو : ای آقا...چه حرفیه؟ مگه جنگله که افتخار کنیم دیگران از شاخموم میترسن؟(اسکناس رو میگیرم طرفش) من جلوتر پیاده میشم
چرا به او رای میدهم



